تبليغاتX
هستی

 

 

 

همه مباحث قبلي را بيان كردم تا اين نكته كليدي را به شما بگويم. نكته‌اي كه ندانستن آن تا مدت‌ها به كار بردن كلمات تاكيدي را برايم همراه با انواع مصيبت‌ها كرد.

سوالي كه همواره برايم مطرح بود اين بود كه چرا يك مسيحي مانند كاترين پاندر يا فلورانس اسكاول شين مي‌توانند مستجاب‌الدعوه باشند و دعا كنند و در دم مشكل شما حل شود اما ما به عنوان يك مسلمان نمي‌توانيم؟

سوال ديگرم اين بود كه چرا مردم جامعه ما كه آ‌نقدر سر مجالس مي‌روند و سخنراني مي‌شنوند تغييري عملي در رفتارشان ديده نمي‌شود؟

جواب هر دو سوال در شيوه آموزش نهفته است. حتي مستجاب‌الدعوه بودن هم قوانين خاص خودش را دارد. چيزي كه روحانيون ما هرگز آن را به پامنبري‌هاي خود نياموخته‌اند و بعضا خودشان هم بلد نيستند. اين بود كه كتاب ارزشمند قدرت دعاي كاترين پاندر زندگي‌ام را متحول كرد. اما تا كتاب قانون شفا را نخواندم رمز موفقيت كلمات تاكيدي را درنيافتم. كلمات تاكيدي دعايي گاهي برعكس عمل مي‌كنند. يعني در اوج آشفتگي. آشفتگي نبايد وجود داشته باشد.

ابنجا نقطه‌ايست كه آن‌قدر براي رسيدن به آن براي‌تان روده درازي كرده‌ام. چگونه آشفتگي  وجود نداشته باشد؟ همه اين مطالب را نوشتم تا به دعاي نفي برسم. نخواستن!!!

نخواستن بسياربهره‌مند كننده است. خيلي از اوقات ما نمي‌توانيم بگوييم چه چيزي را مي‌خواهيم اما مي‌توانيم بگويي چه چيزي را نمي‌خواهيم.

 

شما مي‌توانيد به هرچيز منفي كه در زندگي شما وجود دارد نه بگوييد. به بد بختي‌هاي‌تان، شكست‌هاي‌تان، تنهايي‌ها، افسردگي، فقر، بيماري و همه چيزهاي بدي كه وجود دارند بگوييد: نه

آيا هنوز هم براي زندگي بدبختانه‌تان توان داريد؟ آيا راضي هستيد؟ پس منتظر بلاهاي بيشتري باشيد. زندگي شما روز به روز جهنم‌تر مي‌شود!!!

نبايد راضي باشيد. قدرت دعايي يعني قدرتي فراتر از قدرت عادي. يعني حل مسايل به شيوه‌يي معجزه گون. با به كار بردن دعا هر روز شاهد معجزات خواهيد بود.

 

دعاي اعجاز: اكنون در اين شرايط قدرت كامل اعجاز الهي براي نيكويي همه افراد مربوط آزاد مي‌شود.

 

اگر مردم و شرايطي كه براي شان دعا مي‌كنيد به دعاي شما پاسخ نمي‌دهند اين نبود همكاري اجابت دعاي شما را متوقف نمي‌كند. هشياري الهي به سادگي به كمك‌تان مي‌آيد كه بر آن فايق آييد. در واقع بر آن افراد و شرايط درد سر ساز چيره شويد با جهش به سطوح بالاتر درك و فهم (كاترين پاندر، قدرت دعا)

 

اما صبر كنيد قبل از هرگونه دعايي بايد دعاي نفي را به جا بياوريد.

اما صبر كنيد قبل از هر دعايي بايد دعاي بخشش را به جا بياوريد.

 

نفي و بخشش. نخواستن و بخشيده شدن. شما خودتان از قدرت لا در دين خودمان آشنا هستيد. دين اسلام با كلمه لا شروع مي‌شود.

لا اله الا الله

پاك شدن. نبودن بدي. تميز كردن خانه. بيرون كردن ديو.

در ظرف كثيف نمي‌شود آب گوارا نوشيد و سالم ماند. در واقع شستن ظرف.

اولين مرحله اجابت دعا همين پالايش است. پالايش يعني نخستين مرحله اجابت دعا از طريق عفو و بخشش كار آيي مي‌يابد. ( كاترين پاندر، از دولت عشق)

شما در حال مبارزه هستيد اما عفونت كينه و خشم جان‌تان را اندوخته هست. دعاي‌تان مستجاب نمي‌شود. مبارزه خالي از كينه و خشم قدرت بارور الهي را با شما همراه مي كند.

 

افكار مانع اجابت دعا: افكاري انتقاد كننده و سرزنش آميز.

با كينه ورزيدن و شكوه كردن مانع بزرگي بر مسير نيكويي‌تان قرار مي‌گيرد. چسبيدن به كينه چون زغالي داغ است كه تا آن را رها نكيند بارها و بارها شما ر خواهد سوزاند. عذر آوردن به حال خود و دل سوزاندن و ديگران را براي مشكلات خود سرزنش كردن جملگي مانع استجابت دعا هستند.

 

در عشق خدايي، رنجش، خشونت و قلبي نابخشنده را جايي نيست. (كاترين پاندر، از دولت عشق)

 

بياموزيد پس از دعا كردن به هر چيز و هركس و هركاري كه در زندگي‌تان ضروري نيست نه بگوييد. نه گفتن به كارها  افرادي كه وقت و انرژي شما را تلف مي‌كنند مهم است. چون همان‌ها مانع از اجابت دعاي شما هستند.

دعا اجابت نمي‌شود چون به افراد و رويدادهاي غير ضروي نه نمي‌گوييم. تا وقتي نياموزيد به چيزهاي كمتر نه بگوييد چيزهاي بزرگتر اجابت نمي‌شوند. (كاترين پاندر)

 

 

لازم است روزانه دعاهاي تاكيدي كه در زندگي شما حياتي هستند تكرار كنيد اما دقت كنيد اين يك شيوه است. اين شيوه‌اي معجزه گون براي حل مسايل است اما دستورهاي كاربدي آن ميژتواند به صورت معمولي هم زندگي شما را تغيير دهد.

اگر شيوه دعاهاي تاكيدي را انتخاب مي كنيد اولين دعا بايد دعاي نفي باشد. و اگر انتخاب نمي‌كنيد بايد در ذهن تان دائم به رويداد هايي كه از آنها مي‌ترسيد يا از آنها در ذهن‌تان وحشت داريد نه بگوييد.

 

مي‌ترسيد تصادف كنيد؟ همين كه فكرش از ذهن شما گذشت به آن نه بگوييد و بگوييد سپاس مي‌گذارم كه تو محو و نابود مي‌شوي.

چه پيرو اين شيوه باشيد و چه نباشيد تنها راه رهايي از قدرت نفوذ افكار شما نه گفتن به آنهاست.

مي‌ترسيد يك بيماري خاص بگيريد؟ فوري به آن فكر بگوييد: سپاس مي‌گذارم كه محو و نابود مي شوي. نه اين را نمي‌پذريم

 

مي‌ترسيد نامزدتان ترك‌تان كند؟ افكار خيانت او در ذهن‌تان وول مي‌خورد؟ فوري بگوييد نه. نه نه نمي‌پذريم خدايا

اين شيوه علاوه بر اينكه قدرت افكار منفي را به صفر مي‌رساند باعث اين مي‌شود كه شما عملا به افكار خود توجه كنيد و به عبارتي ذهن خود را تربيت كنيد تا هر چيزي در آن خطور نكند.

البته همه اين نكته ها در مورد نفي بود. قانون دوم يعني بخشش خود بحث مفصل و مجزايي مي‌طلبد.

اين راه، طريقي براي زندگي متعالي‌تري‌ست كه در آن قدم مي‌گذاريد. نياز به پشتكار، دقت و علاقه دارد و در مراحلي بسيار دشوار مي‌شود اما هم‌چنان كه پيش مي‌رويد اگر با خلوص نيت جلو برويد نيروهاي امداد گر زيادي به شما قوت قلب مي‌دهند و شما پيروز مي‌شويد.

 

براي كساني كه مي‌خواهند تكرار 15 باره هر روز كلمات تاكيد را آغاز كنند يك جمله تاكيدي نفي مي نويسم. همين الان اگر حال‌تان بد است اين جمله را صد بار تكرار كنيد به شما قول مي‌دهم نشاطي بي‌نظير پيدا مي‌كنيد.

 

نه نه نه. خدايا به اندازه كافي سختي كشيده‌ام. ادامه اين وضع (چيز منفي: بيماري يا شكست) را نمي‌پذيرم. همه چيزهاي منفي زندگي‌ام را نفي مي‌كنم. با كمك تو همه چيز بهبود مي‌يابد.

 

 

 

درس‌هاي اين برنامه:

1-     به كار بردن دعاي نفي

2-     به كار بردن دعاي نفي

3-     به كار بردن دعاي نفي

4-     آماده شدن براي يخشش همه جانبه

 

پیشنهاد: برای شناخت بیشتر کتاب های کاترین پاندر را بخوانید.

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط سپیده  در ساعت 0:40 | لینک  | 

 

راستش مدتي بود فهميده بودم كه مشكلي براي وبلاگم پيش آمده چون ناگهان تعداد بازديدكننده كاهش يافته بود. اما خب آن‌قدرهااهميت نداشت تا اينكه كه تصادفي دوست بزرگواري لطف كرد و علارغم مشغله زياد برايم نوشت كه نمي‌شود وبلاگت را باز كرد. خب بقيه قضايا را مي‌دانيد. خواستم بدانيد علارغم آشوب‌گري پست قبلي‌ام اين قضيه آن‌قدرها هم برايم اهميت ندارد. چون فكر مي‌‌كنم كه مشكلم با گوگل حل شود . اگر هم نشد آن‌وقت اين فرصت را بهانه‌اي مي‌دانم براي تغييري بزرگ‌تر. هرچند داشتن دامنه مستقل مشكلات خاص خودش را دارد و بسته به حالي كه دارم شايد دامنه مستقلي گرفتم. اما فكر نمي‌كنم گوگل و بلاگفا هيچ‌‌يك بگذارند ما قصر در برويم. به هر حال شما نگران اين قضيه نباشيد و البته دوست عزيز و عالم در اين قضيه‌ام عبدو كارهايي انجام داده كه فكر مي‌كنم به زودي مشكلم با گوگل حل شود.

به هر حال اين عوالم مجازي و اين وبلاگ آن‌قدرها مرا نگران نمي‌كند چون من وبلاگ بزرگ و عزيز و محبوبم  آنيا را با دوستان بي‌شمار به خاطر نوازش بعضي از دوستان از دست دادم و هيچ‌يك در مقايسه با آنيا چنگي به دلم نمي‌زند چرا كه در هيچ‌يك از آنها خودم نيستم آن‌گونه كه در آنيا بودم.

به هرحال مشكلي ممنون از لطف و تفقد شما

 

نوشته شده توسط سپیده  در ساعت 19:2 | لینک  | 

 

 

1

 

با تن پوشی به رنگ هوس هایم

به سان اندیشه هایم برهنه رهسپاری 

در چشمانت سفر میکنم 

چنان که از دریا 

لبانت ، موهایت

نگاه هایت می بارد 

در استخوان هایم می باری    چون درختی آبگونه 

که ریشه های آب را     به درون سینه فرو میکشد.

 

 

 

 

 

2

 

من طول تو را می پیمایم. 

  چنان چون رودی 

سفر میکنم در تنت   

   چنان چون جنگلی 

به سان گذرگاهی کوهستانی    مشرف به پرتگاه 

من از   لبه ی تیز اندیشه هایت می گذرم 

و سایه ام از   پیشانی ِ سپیدت    فرو می افتد 

سایه ام تکه تکه میشود   

  و من تکه پاره هایش را گرد می آوردم 

و بی تن    رهسپار میشوم   

 چنان چون کوری 

هزار توی بی انتهای خاطره ها  

    گشوده در ها    به اتاق تهی 

تابستان ها می پوسند     

   و گوهر های عطش در ژرفایش  می سوزند 

چهره ای که در خاطر محو میشود   

دستی که چون لمس میکنم تکه تکه میشود 

رهسپار از پیشانی ام جستجو میکنم    می جویم بی یافتن 

با بازجست ِ یک لحظه ام 

مینویسم تنها   

  کسی اینجا نیست 

روز هبوط میکند   

 سال هبوط میکند 

و من با لحظه هبوط میکنم.

 

 

3

 

لحظه  غوطه ور درخویش        گره شده چون مشت  در خویش 

به سان ِ میوه ای کز درون میرسد      مینوشد از خویش و می ترکد 

لحظه مات میشود    

    خود را مهر و موم می کند و از درون می رسد 

ریشه میدواند   در اندرونم می روید  چیره بر من 

آه ای زندگی    

که بایدت زیست   که زیسته اند ت  

زمان که باز میگردد   به خیزاب ِ دریا  

  زمان که کنار میکشد    بی که سر بگرداند. 

گذشته گذشته نیست.   

  هنوز می گذرد.  خاموش 

جاری در لحظه ای دگر   محو میشود 

 

4

 

رهگذری که همیشه     به نقطه آغاز می گردد باز   

دستم را میگیری   

  چنان چون کوری   رهنمای منی 

از تالارهای سرکش   به سوی مرز دایره می بری ام 

فسونگر 

به سان چوبه ی دار    برای محکومان 

انحنا پذیر چو تازیانه   تیز چو سلاحی  

  همزاد ماه 

لبه ی تیز واژگان ِ روی لبانت  

     سینه ام را می شکافد  

ویرانم می سازد   و تهی رها می کُندُم

 خاطراتم را تو

 یک به یک باز می ستانی از من 

نامم را فراموش کرده ام 

در درونم نیست هیچ 

 جز زخمی هولناک   

 جایی تهی  که کسی از آن نمی گذرد

  

5

 

ما به وحدت ِ از دست داده شده می نگریم 

به انزوای انسان بودن

  و همه ی شکوهمندی هایش 

نان را قسمت کردن    و خورشید و مرگ را    

 شگفتار ِ فراموش شده ی زنده بودن را 

عشق ورزیدن جنگیدن است

 دو تن گر هماغوشی کنند

   جهان دگرگون میشود   

امیال فربه شوند    اندیشه ها جان  گیرند    بال ها جوانه زنند 

بر پشت ِ بردگان   جهان واقعی و محسوس است 

شراب شراب است    نان طعم خود باز می یابد   آب آب است 

دوست داشتن جنگیدن است

گشودن درهاست 

دو تن    

    گر به هم خیره شوند 

و ببینند که دوست داشتن 

عریانی ِ نام هاست 

جهان دگرگون می شود 

6

 

الوئیز گفت: 

"بگذار روسپی ات باشم" 

مرد اما 

تسلیم قانون شد

 و به همسری برگزیدش...

 

آوانگارد

 

نوشته شده توسط سپیده  در ساعت 13:36 | لینک  |